درد و دل مادرانه و پدری (وقتی پیر شدیم)
فرزند عزیزمان آن زمان که مارا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایمان را کثیف کردیم ویا نتوانستیم لباسهایمان را بپوشیم، اگر صحبت هایمان تکراری و خسته کننده است، صبور باش و درکمان کن. یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدیم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنیم. برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدیم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنیم… . وقتی نمیخواهیم به حمام برویم مارا سرزنش و شرمنده نکن. وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنیم،با تمسخر به ما ننگر. وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه مان یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو. وقتی پاهایمان توان راه رفتن ندارند، دستانت را ب...
نویسنده :
مامان مهناز
17:13










